از سلسله برنامه های پیرامون انتخابات ریاست جمهوری دهم
نشریه "پویش" برگزار می کند:
گفتگوی رو در روی دانشجویان
علم و صنعت با:
دکتر ابراهیم یزدی
فعال سیاسی
پیرامون:
تحلیل انتخابات ریاست جمهوری دهم
بحث در مورد کاندیداهای جبهه اصلاحات
و.....
زمان: یکشنبه 87/12/18
زمان حرکت از روبروی سردر دانشگاه: راس ساعت 16:35
ارتباط با ما: pooyesh.iust@gmail.com
sms: 09371795108

کاری از: کور
در خواست تجدید نظر برای حکم غیر قانونی کمیته ناظر بر نشریات در مورد نشریه پویش
در پی صدور حکم سنگین و بی سابقه سه ماه توقیف برای نشریه پویش، مدیر مسئئول این نشریه درخواست تجدید نظر در مورد این حکم که به گفته وی غیرقانونی می باشد را به شورای فرهنگی دانشگاه که مرجع تجدید نظر می باشد تقدیم نمود. لازم به ذکر است نشریه پویش به دلیل چاپ سه مقاله انتقادی در ماههای مهر و آبان ، در بهمن ماه سال جاری به این حکم سنگین محکوم گردید. همچنین صحرایی مدیر مسئول نشریه در گفتگو با خبر نگار سلام اعلام کرد در صورت عدم ترتیب اثر به این درخواست علاوه بر اعتراض مجدد به این حکم غیر قانونی، از طریق مراجع قانونی دیگر نسبت به صدور این حکم شکایت خواهد نمود.
نشریه های مدیریتی جدید در راهند
بر طبق شنیده ها اداره امور خوابگاهها قصد انتشار نشریه ای با تیراژ بالارا دارد. پیشتر ها امور فرهنگی نشریه ای به نام شب به خیر خوابگاه منتشر می نمود که در پی اعتراض شدید دانشجویان انتشار آن متوقف شد. همچنین نهاد رهبری نیز با انتشار نشریه ای تمام رنگی و با تیراژ بالا چند هفته ای هست کار نشریاتی خود را آغاز نموده است. در شماره آخر نشریه نهاد به شکل بی سابقه ای به پوشش گسترده حضور احمدی نژاد در دانشگاه خالی از دانشجوی علم و صنعت پرداخته شده بود. اینگونه رفتار از جانب نهاد بی سابقه بوده است.
از جمله فعالیت های یزدی در امریکا میتوان تأسیس دفتر انتشاراتی در هوستون را نام برد که اقدام به انتشار کتب و نشریات اسلامی می نمود. همچنین پیگیری دیپلماتیک جنایات شاه توسط سازمان های بین المللی از جمله دیگر اقدامات وی در آن سال ها بود که از آنجمله می توان سازماندهی تظاهراتی در شهر واشنگتن روبروی کاخ سفید به بهانه جنایات رژیم در 17 شهریور را نام برد
محمد آرمین: دكتر ابراهیم یزدی در مهر ماه ۱۳۱۰، در شهر قزوین، در یک خانواده متوسط مذهبی به دنیا آمد؛ در سال ۱۳۱۶ همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد و در خیابان ری پرورش یافت. تحصیلات ابتدایی را در دبستانهای مولوی (بازارچه مُعیّر) و ادب (پشت مسجد سپهسالار)، تحصیلات متوسطه را در دبیرستان دارالفنون و تحصیلات عالیه را در دانشکده داروسازی دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۲ به اتمام رسانید.
يزدي در يكي از حساس ترين و پر شور و هيجان ترين دوران تاريخ جنبش دانشجويي يعني در دوران نهضت ملي شدن صنعت نفت به رهبري شادروان دكتر مصدق، در سال هاي 1328 تا 1332، در دانشگاه تهران دانشجو، نماينده منتخب دانشجويان در شوراي مركزي سازمان (ملي) دانشجويان دانشگاه تهران و عضو هيئت دبيران بود. قبل از ورود به دانشگاه در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران فعال و بعد از ورود به دانشگاه سال ها عضو شوراي مركزي انجمن و عضو هيئت تحريريه ارگان هاي آن بود. بعد از كودتاي 28 مرداد 32 به نهضت مقاومت ملي پيوست و رابط كميته مركزي با كميته دانشگاه بود.ادامه از بخش 1:
اما وقتی می بیند آنهایی که می خواهند بیایند، رابطه نزدیکی دارند و می توانند در کنار هم و با هم کنار بیایند و برای اصلاحات به سهولت امکان پذیر می باشد وارد می شود. بنابر این اگر هسته مرکزی حکومت با مشکل مواجه نشود محال است اصلات به وجود بیاید یا در گیری خواهد بود یا انفعال.
الان در حکومت فکر می کنند هیچ مشکلی وجود ندارد یا مشکل جزئی است شاید هم درست فکر کنند من بارها گفتم در صد سال اخیر، حکومت ایران هیچ وقت این قدر قدرتمند نبوده و هیچ گاه هم اینقدر البته متزلزل نبوده مثل ستونی که همین طور رفته بالا اما محکم نیست.
به همین دلیل می خواهم بگویم شرایط برای ورود اصلاح طلبانه مناسب نیست اما باید کوشش کرد یک عده ای را وارد حکومت کرد و اجازه نداد سیستم متصلب شود و از طرفی اجازه نداد آنهایی که بیرون ماندند همیشه بیرون بمانند و به سمت بر اندازی و در گیری بروند که آخر سر دودش توی چشم همه می رود همچنان که در گذشته دیدیم .
تحلیل کلیتان در مورد انتخابات 88 و اینکه استراتژی اصلاح طلبها در این انتخابات چگونه باشد را بفرمائید؟
عبدی ــ یه سری صحبتها و یاددشتها داشتم که ممکن است کم و بیش مطالعه کرده باشید. سعی می کنم نظرم را کمی کلاسه شده بگویم و احتمالا در روزهای آینده برای آخرین بار این بحث را تمام خواهم کرد. چون اصولا شرایط به گونه ای هست که خیلی دوستان حاضر به گفتگو نیستند. من همیشه می گویم دوم خرداد که این همه اتفاق نظر در موردش بود آخرش این شد، حالا اگر اتفاق نظر نباشد و آدم شرکت کند ببینید تهش چی در خواهد آمد. بعلاوه اینکه اتفاق نظر در واقع این نیست که من یک چیزی بگویم همه دنبالش بروند و بگوییم چون اصلاح طلبان این را گفتند خوب حالا سکوت کنیم. اگر ما قبول می کنیم همه چیز باید نقد بشه خوب این را هم باید قبول کنیم در موردش بحث شود. انتخابات جزء مواردی نیست که بنا به مصلحت در موردش ساکت باشیم و اصلا امکان ندارد که بدون نقد و گفتگو در عرصه عمومی بشود یک تصمیم منطقی و قابل قبولی گرفت. بنابر این سعی می کنم خیلی مختصر آنچه به ذهنم می آید را بیان کنم.
اول از همه و مهمتر از هر چیزی تفکیک بین چند مسئله است؛ یکی اساس انتخابات است و یکی شرایط انتخاباتی و افراد. اول باید دید در این انتخابات یا هر انتخابات دیگر به دنبال چه چیزی هستیم.
آیا انتخابات امر ایدئولوژیکی مثل نماز است که تحت هر شرایطی در اون شرکت کنیم و یا مثل همین تشریف آوردن شما به جلسه است که هرکس حساب کتاب می کند و بعد تصمیم می گیرد بیاد یا نه.
انتخابات در واقع از جمله امور ایدئولوژیک نیست که بگوییم که الا و بلا باید شرکت کرد و باید هزینه و فایده کرد. و اینکه باید بدانیم برای چی و چه چیزی و با چه هدفی شرکت می کنیم. خوب الان هر کسی می خواهد شرکت کند اول باید هدفش را بگوید این خیلی خیلی مهم است.
الان قضیه این است که در اننتخابات دنبال چی هستیم. اون اولویتها مهم است بعضی ها ممکن است بگویند دنبال اصلاحات و بعضی ها هم ممکن است بگویند تغییر رئیس جمهور فعلی و...
- فکر می کنیم که موضوع بحث تا حدودی مشخص باشد ترم گذشته در قالب نشریه بحثهای بیشتر تئوریک در مورد دولت اصلاحات و عملکرد دولت نهم رو شروع کردیم. و این ترم بیشتر می خواهیم به خود انتخابات بپردازیم.
تحلیل کلیتان در مورد انتخابات 88 و اینکه استراتژی اصلاح طلبها در این انتخابات چگونه باشد را بفرمائید؟
عبدی ــ یه سری صحبتها و یاددشتها داشتم که ممکن است کم و بیش مطالعه کرده باشید. سعی می کنم نظرم را کمی کلاسه شده بگویم و احتمالا در روزهای آینده برای آخرین بار این بحث را تمام خواهم کرد. چون اصولا شرایط به گونه ای هست که خیلی دوستان حاضر به گفتگو نیستند. من همیشه می گویم دوم خرداد که این همه اتفاق نظر در موردش بود آخرش این شد، حالا اگر اتفاق نظر نباشد و آدم شرکت کند ببینید تهش چی در خواهد آمد. بعلاوه اینکه اتفاق نظر در واقع این نیست که من یک چیزی بگویم همه دنبالش بروند و بگوییم چون اصلاح طلبان این را گفتند خوب حالا سکوت کنیم. اگر ما قبول می کنیم همه چیز باید نقد بشه خوب این را هم باید قبول کنیم در موردش بحث شود. انتخابات جزء مواردی نیست که بنا به مصلحت در موردش ساکت باشیم و اصلا امکان ندارد که بدون نقد و گفتگو در عرصه عمومی بشود یک تصمیم منطقی و قابل قبولی گرفت. بنابر این سعی می کنم خیلی مختصر آنچه به ذهنم می آید را بیان کنم.
اول از همه و مهمتر از هر چیزی تفکیک بین چند مسئله است؛ یکی اساس انتخابات است و یکی شرایط انتخاباتی و افراد. اول باید دید در این انتخابات یا هر انتخابات دیگر به دنبال چه چیزی هستیم.
آیا انتخابات امر ایدئولوژیکی مثل نماز است که تحت هر شرایطی در اون شرکت کنیم و یا مثل همین تشریف آوردن شما به جلسه است که هرکس حساب کتاب می کند و بعد تصمیم می گیرد بیاد یا نه.
انتخابات در واقع از جمله امور ایدئولوژیک نیست که بگوییم که الا و بلا باید شرکت کرد و باید هزینه و فایده کرد. و اینکه باید بدانیم برای چی و چه چیزی و با چه هدفی شرکت می کنیم. خوب الان هر کسی می خواهد شرکت کند اول باید هدفش را بگوید این خیلی خیلی مهم است.
الان قضیه این است که در اننتخابات دنبال چی هستیم. اون اولویتها مهم است بعضی ها ممکن است بگویند دنبال اصلاحات و بعضی ها هم ممکن است بگویند تغییر رئیس جمهور فعلی و...
بودجه عاقلانه یا سیاسی
سید علی محمد حسینی شحنه: چالش میان اقتصاد و سیاست، منحصر به جامعه ما نیست و تقریبا رفتاری همه شمول است. یعنی سیاستمداران مجبور می شوند هزینه های تصمیمات اقتصادی خود را پنهان و گونه ای وانمود کنند که پیشنهاد ها و تصمیمات آنها کاملا مفید و به دور از ضرر است.اما واقعیت هزینه های ناشی از این تصمیمات زود یا دیر بر مردم آشکار میگردد. آنگاه است که چالشی نو ظهور میکند و سیاستمداران را مجبور میکند تا به مغالطه ای جدید رو بیاورند.
در دفاع از سیاست( خلاصه مقاله معروف مرتضی مردیها)
حسین زارع ـ متن زیر خلاصه ای است از مقاله "در دفاع از سیاست " که از کتابی به همین نام نوشته مرتضی مردیها گرفته شده است. مقاله اصلی در کتاب در 25 صفحه و با شرحی کامل تر و مثال هایی بیشتر آمده است. در زیر سعی شده است تا معنای مورد نظر نویسنده از بیان این مطالب به طور خلاصه و با رعایت امانت داری آورده شود. حتی الامکان سعی شد تا یکدستی مقاله اصلی حفظ شود اما در عین حال بعضی جاها نیازمند توضیحات بیشتری هستیم که در کتاب آمده است. این کوششی است در راه انتشار عقاید مختلف و راهی است به همه جانبه تر دیدن مسائلی که گویا بدیهی می نمایند.
در مذمت سیاست و اهل آن به فراوانی و به حد اشباع سخن رفته است، تا به آن پایه که باور به آن جز بدیهیات اولیه،و انکار آن،انکار بدیهی دانسته می شود. سیاست و سیاستمداران از سوء شهرتی برخوردار بوده اند که به جرئت میتوان ادعا کرد کم تر صنفی، در این رقابت منفی، یارای برابری با آنان را داشته است. تعبیر عامیانه فارسی مبنی بر این که((سیاست پدر و مادر نمی شناسد)) گویی به تنهایی کافی بوده است تا هر آن چه در این باب می توان گفت تلخیص شود.
آخرین روزهای یک انجمن خاک گرفته
سجاد درویش: در ولایت ما ضرب المثلی هست که می گوید؛ خلق الله به دل باز میهمان می شوند، نه به در باز!
به خدا قسم که همین بود.
چند سال پیش که این در هنوز باز بود و عده ای می آمدند و عده ای هم نمی آمدند، در فضای سبز خاطره برانگیز اطراف ساختمانش (که به واقع از لحاظ منظره دید و سیطره بر محیط دانشگاه، هنوز هم منحصر بفرد است)، با عزیزی، سیگاری دود می کردیم.
حرف از کلاس های قابل برگزاری در انجمن بود و استفاده های بهینه از فرصت پیش آمده در فضای محدود و کم ابزار آن روزها. اینکه چه می شود کرد تا از امکان مناظرات و مباحث چالش برانگیز در ساختمانی که عنانش هنوز در اختیار دانشجویان بود، بهره ی کافی و وافی ببریم.
گزارشی از وضعیت انجمن اسلامی علم و صنعت
کتایون صفایی: انجمنهای اسلامی به عنوان یکی از تشکلهای سیاسی درون دانشگاهی از دهه بیست تاکنون طلایه دار تحولات مهمی در دانشگاه و جامعه بوده اند. از حضور فعال در جریان انقلاب در دهه های 40 تا 60 گرفته تا انقلاب فرهنگی و تصفیه دانشگاه ها و بعد از آن پیروزی دوم خرداد –که نقطه عطفی است در تاریخ انجمنها- تا حادثه 18 تیر 78. پس از آن واقعه این تشکل بتدریج در سیر نزولی فکری و عملی قرار گرفت. پس از روی کار آمدن دولت نهم بسیاری از انجمنهای اسلامی توسط هیئت نظارت دانشگاه ها منحل شده و از صحنه دانشگاه حذف شدند که از جمله آنها میتوان به تعطیلی انجمن اسلامی دانشگاه خودمان (علم و صنعت) اشاره کرد.تعطیلی انجمن اسلامی در علم و صنعت همواره با حرف و حدیثهای فراوانی همراه بوده و با نزدیک شدن به زمان انتخابات انجمنها به سوژه خبری دانشگاه بدل میشود. خالی از لطف نیست آنچه را که بر سر انجمن اسلامی در علم و صنعت آمده از سال 81 تاکنون بررسی کنیم.
سیاست ورزی چپ سیاست ورزی راست
پویا شریفی:
(بخش اول)
سعی بر آن است که در این نوشتار با بررسی وضعیت عرصه سیاسی دانشگاه، شاخص ها و ویژگی های دو متد سیاست ورزی(چپ و راست) ایضاح و تدوین گردد. اما قبل از وارد شدن به بحث اصلی، لازم است به چند نکته اشاره شود؛ اول آنکه مراد نگارنده از سیاست ورزی چپ، عمل سیاسی که در پی تغییر وضعیت موجود و سوق آن به وضعیت مطلوب می باشد و همچنین منظور از سیاست ورزی راست، فعل یا عملی است که برای حفظ وضعیت موجود افکنده می گردد. با اینکه دو تعریف فوق الذکر بسیار کلی می باشند اما با عنایت به پراکندگی رفتارهای سیاسی دانشجویان در عرصه عمومی دانشگاه و نیز جمعیت نسبتاً اندک آن نمی توان دست به تقسیم بندی جزئی تر زد و از همین رو نگارنده از جزئی نگری در این باب پرهیز می نماید. دوم آنکه نحوه تقسیم بندی مزبور مستقل از محل قرار گرفتن (position) گروه های سیاسی نسبت به قدرت می باشد؛ یعنی سیاست ورزی چپ و راست می تواند در جایگاه قدرت یا خارج از آن، به فعلیت برسد.سوم آنکه آنچه در این مقاله به رشته تحریر در می آید مبنا تئوریک ندارد، فقط تجربیات و مشاهداتی است که برای روشن گشتن فضای سیاسی و نیز اختلافات و تفاوت های دوگروه عمده سیاسی منسجم و تالیف می گردد.
هراس از دانشجوی سیاسی و تخریب آن( دغدغه جبل عاملی یا دولت نهم )
علیرضا نوبخت: با روی کار آمدن دولت نهم، شیوه تعیین انتخابی روسای دانشگاه، که از زمان وزارت «دکتر مصطفی معین» و با صدور آیین نامه ای از جانب وی در دانشگاه های کشور رایج شده بود منسوخ گردید و وزارت خانه جدید مجددا به شیوه انتصابی روسا روی آورد .در همین راستا، در دانشگاه علم و صنعت، درپی برکناری «دکتر صالحی» رییس انتخابی دانشگاه،«دکتر بیدآبادی»، از اعضای هیئت علمی همان دانشگاه به عنوان سرپرست دانشگاه منصوب شد. انتصابی که یک سال بیشتر به طول نیانجامید و سرانجام در روز هفتم مردادماه 1385، با برکناری دکتر بیدآبادی و انتصاب «دکتر جبل عاملی» به ریاست دانشگاه به پایان رسید.
برکناری دو رییس در طول یک سال در دانشگاه علم و صنعت این سوال را در ذهن ایجاد می کند که وزارت خانه از رییس دانشگاه علم و صنعت چه انتظاری دارد؟ شاید برکناری دکتر صالحی که به شیوه انتخابی برگزیده شده بود امری طبیعی به نظر برسد، اما دیگر چرا دکتر بیدآبادی که خود منصوب وزارت علوم جدید بود از کار برکنار شد؟ شاید دکتر بیدآبادی حاضر نبود سیاست هایی را که از طرف وزارت خانه اعمال می شد را بدون چون و چرا به اجرا بگذارد. دکتر صالحی در مدت یک ساله ریاست خود دو بار از مقامش استعفا داد که دلیل آن بحث استقلال دانشگاه و انتصابی شدن روسای دانشکده ها بود. وزارت خانه قصد داشت تا روش انتخابی در تعیین روسای دانشکده ها را نیز منسوخ کند اما دکتر بیدآبادی در برابر انتصابی شدن روسای دانشکده ها ایستادگی کرد و مانع از آن شد. نظر دکتر بیدآبادی در مورد ریاست دانشکده ها این بود که باید به صورت انتخابی تعیین شوند و نه انتصابی. البته این یک امر طبیعی است و نظر تمامی دانشگاهیان نیز همین است. اگر یک نظر سنجی هم برگزار شود خواهیم دید که تقریبا همه اهالی دانشگاه، عقلا و منطقا رای می دهند که چه روسای دانشکده ها و گروه ها و چه ریاست دانشگاه باید به صورت انتخابی تعیین شوند. در این زمینه نمی توان گفت که موضع دکتر بیدآبادی از طرف یک جناح و جریان سیاسی بوده است ، این نظر هر استاد مستقلی است.
چرا جبل عاملی ازسیاسی شدن دانشگاه می هراسد؟
بهمرد سبزی پور: تقریباً همه ما هنگام ورود به دانشگاه، با توصیه های مشفقانه و گاه آمرانه ی خانواده و آشنایانمان مبنی بر “عدم فعالیت سیاسی“ و ”سر به زیر بودن“ مواجه گشته ایم (چقدر هم گوش به حرف بوده ایم!). شاید یکی از علل این توصیه های مشترک واکنش به فضای بسته دانشگاه ها باشد، یعنی صاحبان قدرت با ایجاد اختناق در دانشگاه این نکته را به خانواده ها القا می کنند که اوضاع در داخل خراب است، لذا آن ها نیز به تبع ترس به وجود آمده، فرزندان خویش را نهی می کنند.
فعالیتهای سیاسی انتخاباتی؛ فرصت ها و تهدیدها
حمیدرضا صحرائی: با توجه به معیوب بودن ساختار سیاسی کشور به دلیل نبود آزادی های کافی، نبود مجلس مردمی و...عملا امکان نظارت بایسته و شایسته بر روی انتخاب شوندگان وجود ندارد. این شرایط موجب می گردند انتخابات در کشورمان از اهمیت بسیار بیشتری نسبت به آن میزان اهمیتی که باید داشته باشد، برخوردار باشد. در دانشگاه هم به لحاظ نقش تاریخی آن در جهت دهی های سیاسی و همچنین تاثیر مستقیم نتایج انتخابات بر روی وضعیت دانشگاهها و زندگی روزمره دانشجویان ، انتخابات با نگاه ویژه ای مورد توجه دانشگاهیان قرار می گیرد. و فعالیتهایی تحت عنوان ”فعالیتهای انتخاباتی“ که جزئی از فعالیت سیاسی تعریف می شود، در دانشگاهها شدت می یابد.
صد سال بعد در چنین روزی
آبدارچی!:
- رئیس دانشگاه علم و صنعت ایران از احداث خوابگاهی با شرایط استاندارد و مجهز به سنسور دود خبر داد. گفتنی است در صورت تحقق قول ایشان فضای موجود برای دختران خوابگاهی از 0.5 متر به 1 متر مریع ارتقاء خواهد یافت.
- دکتر خلیج مدیر امور فرهنگی به مناسبت اجرای تئاتر ” اینجا هیچ زنی نیست ” برای نخستین بار در جمع دانشجویان حاضر نشد. جهت اطلاع عموم به عرض میرساند که بازدید برای عموم آقایان آزاد است.
- جشن استقبال از ورودی های 1487 توسط شورای صنفی برگزار شد. در این جشن طبق معمول هر سال مجری بر روی صحنه حاضر شده و به گونه ای ناملموس وقت در نظر گرفته شده به پایان رسانید. آقای اسلیمی دبیر شورای صنفی از عدم اعطای مجوز نسبت به پخش سرود ملی ایران خبر داد، گفتنیست برنامه در دو شیفت مجزا برای برادران و خواهران اجرا شد و مجری برنامه به خاطر خندیدن بی مورد در حضور بانوان به صورت موقت از دانشگاه اخراج شده است.
- ریاست دانشگاه نوید تکمیل پروژه احداث دانشکده مشترک مکانیک و معماری برادران را به دانشجویان داد. وی خاطر نشان کرد راه اندازی این دانشکده آخرین قسمت از پروسه جداسازی دانشکده ها می باشد که با موفقیت کامل صورت گرفت.
- آقای حسنی فخیر مدیر مسئول روزنامه شب یه کمیته انضباطی احضار شد. وی علت احضار خود به کمیته انضباطی را جا انداختن کلمه دکتر در ابتدای نام رئیس دانشگاه و کلمه محترم بین دو کلمه رئیس و دانشگاه در یکی از مقالات چاپ شده خودش با اسم مستعار در نشریه شب بیان کرد.
- گنبد مسجد دانشگاه برای سی وسومین بار بازسازی شد. ابعاد گنبد جدید سه برابر خود ساختمان مسجد می باشد که به نوبه خود دستاوردی عظیم در عرصه معماری نوین اسلامی قلمداد می شود.
گنبد طلا
سید رضا آرمین: آروم آروم با داداشم تو پياده رو راه مي رم. هوا سوز شديدي داره دونه هاي كوچيك برف شروع به باريدن مي كنه، شهر امروز عجيب ساكته. يه دفعه صداي مرثيه مي پيچه تو خيابون. برمي گردم، يه تريليه كه يه گنبد بزرگم پشتشه . صداي نوحه قطع مي شه ويه نفر پشت ميكروفن مي گه: ” ملت شهيد پرور شهرستان ... ” .
از قراره معلوم گنبد، قراره بره كربلا و الانم دارن براي طلاكوب كردنش پول جمع مي كنن. يهو يه بچه هفت هشت ساله با لباسايه پاره پاره مي چسبه بهم و مي گه: " آقا يه كمكي بكن، آقا خواهرم چند شب پيش از سرما مرده منم پول ندارم لباس بخرم، آقا يه كمكي بكن ...“ .
چه باید کرد؟
علی اسدالهی: چه باید کرد. این سوالی است که بارها از خودم پرسیده ام...
وقتی در مملکتی هستی که هر کسی می تواند حق تو را بخورد. وقتی یک بسیجی بی هیچ مجوزی در خیابان جلوی تو را می گیرد و خودش را خالی کند سر تو. وقتی ریش ریشه ی توست...
در کشوری که کمترین سویه های مخالفت برتابیده نمی شود و کاندیداهای مجلس از دم به ساطور رد صلاحیت زخمی می شوند. در کشوری که رئیس جمهورش در صورت مردم کذب محض می گوید: ”ایران آزادترین کشور دنیاست“
دیگر چه توقعی است از روسای انتصابی و منتصبان او؟
دیگر چه دغدغه ایست برای ادب و فرهنگ؟
چه دغدغه ایست برای هنر؟
وقتی دوست عزیز حزب اللهی می رود پشت میکروفون و می گوید امام گفته اسلام ما اسلام پابرهنگان است. اسلام ستمدیدگان و... و از این جمله نتیجه می گیرد هنر ما نیز هنر پابرهنگان است چون هنر اسلامی است.
وقتی همه خوابیم
پیمان یزدانی: دکتر خلج امیرحسینی که در دانشکده برق، درس «فیلتر» را ارائه می دهد تصمیم گرفته است به صورت عملی مبانی فیلتر را به دانشجویان آموزش دهد، اما اشکال کار اینجاست که ایشان به جای « آزمایشگاه دانشکده برق »، امور فرهنگی دانشگاه را برای این کار انتخاب کرده است.
بنده قصد دارم در این مقاله عملکرد فرهنگی ایشان را در این مدت سه ساله مورد بررسی قرار دهم و در انتها قضاوت در مورد ایشان و نحوه مدیریتشان را به اذهان دانشجویان می سپارم.
در مدت 1 ترمی که به عنوان دبیر کانون فیلم فعالیت می کردم به عناوین مختلف با ایشان یا مشاورانشان برخورد داشته ام. بر همین اساس می توانم به ضرس قاطع بگویم که دکتر خلج به عنوان مدیریت فرهنگی دانشگاه به شدت در زمینه فرهنگی ناتوان – و نه حتی کم توان – است. بدون اغراق می توانم بگویم اطلاعات سینمایی اکثر کارمندان ساختمان 15خرداد از ایشان بالاتر است. تنها میتوانم این طور بیان کنم ما با فردی مواجه هستیم که در ساختمان 15 خرداد به یک نوع « دیکتاتوری کرنش آمیز » اقدام ورزیده است،فرهنگ بی فرهنگی
متین افکار: 1- اعتراض به فضای فرهنگی دانشگاه این روزها به امری عادی تبدیل شده است. هر کدام از نشریات را که ورق بزنی، یا پای صحبت هر یک از فعالین که بنشینی، سخن از عدم رعایت عدالت در تخصیص بودجه به فعالیت های فرهنگی است. اینکه از کانون های فرهنگی و هنری حمایت لازم به عمل نمی آید و در عوض بودجه های کلان به نهادهای کم صلاحیت و بعضا بی صلاحیتی چون دفاتر فرهنگی تخصیص می یابد، دردی است به وسعت تاریخ. اما تا امروز وضعیت اسف بار فرهنگی دانشگاه از زوایای دیگر، که شاید بعضا مهم تر باشند، بررسی نشده است. در این مقاله سعی بر این است که این زوایا تا حدی روشن شوند.
2- وقتی مدیریت فرهنگی دانشگاه هر برنامه ای که مختلط نباشد را نمونه ای از یک برنامه ی فرهنگی موفق می داند و ابتذال را تنها در اختلاط می بیند، همین که تا به حال دانشگاه به چال میدان تبدیل نشده است، خود معجزه ی هزاره ی سوم است! مدیریت فرهنگی باید پاسخ دهد که در مورد مسئله ی اعتیاد چه تدابیری اندیشیده است. ریاست دانشگاه باید پاسخ دهد که جز وارد کردن اعضای حراست به مدیریت خوابگاه، چه اقدامی در جهت حل مشکلات فرهنگی خوابگاه انجام داده اند. آیا خرید فیلم های کارتونی برای خوابگاهها چاره ی مشکلات فرهنگی آنها است؟ ماجرا وقتی خنده دار تر می شود که می بینیم خلج به عنوان مدیریت نمونه ی فرهنگی انتخاب می شود و پس از یک دوره تحول کامل در کادر مدیریت دانشگاه، ابقا می شود.
پیام حمایت دوباره
سرلشگرفیروزآبادی از احمدی نژاد
کروبی: می خواهند با دفن شهید در دانشگاه با هر بهانه ای با دانشجویان برخورد کنند
برنامه خاتمی برای کردها
دکتر سروش به ایران بازگشت
صادق خرازی سخنگوی ستاد خاتمی شد
هر سه کاندیدای اصلاح طلب ظرفیت کناره گیری به نفع یکدیگر را دارند
متن کامل اخبار در ادامه مطلب